شمشیر داموکلس و ماجرای باورنکردنی آن

ماجرای جذاب و پند آموز شمشیر داموکلس در کتاب “مشاهدات توسکولان” (که مربوط به یک فیلسوف رومی ۴۵ سال قبل از میلاد مسیح می باشد) آمده و به دلیل داستان جذاب خود ، بسیار در سراسر جهان شهرت یافته است. این داستان در ارتباط با دیونیسیوس دوم است ، که پادشاهی ظالم و ثروتمند بوده و در عین حال از زندگی خود رضایت کافی را نداشته است. اگر دوست دارید با این داستان پندآموز و جذاب آن آشنا شوید ، پیشنهاد می کنیم حتما” تا انتها همراه ما باشید.

ترس از حمله و ترور پادشاه!

شمشیر داموکلس و ماجرای باورنکردنی آن

“سیسرو” در کتاب خود آورده است که پادشاه دیونیسیوس دوم به دلیل نوع حکومت خود ، دشمنان زیادی داشت و به همین دلیل ، همواره ترس از حمله و ترور او را عذاب می داد. به طوری که در اتاقی می خوابید ، که دور تا دور آن خندق حفر شده و تقریبا” غیر قابل نفوذ بود. شاید برایتان جالب باشد که بدانید ،  دیونیسیوس دوم به هیچ کسی به جز دختران خود اعتماد نداشت و به همین دلیل ، به هیچ شخصی دیگری اجازه تراشیدن ریش های خود را نمی داد.

ماجرای شمشیر داموکلس!

شمشیر داموکلس و ماجرای باورنکردنی آن

در این داستان آمده است ، که در یکی از ضیافت های میهمانی این پادشاه ، یکی از درباریان به نام “داموکلس” زبان به تملق گشوده و به پادشاه گفت که زندگی او بسیار سعادت مندانه و سرشار از زیبایی و آرامش است. در این هنگام ، دیونیسیوس دوم عصبانی شده و به آن فرد پاسخ داد: ” از آنجایی که زندگی من شما را خوشحال می کند، آیا می خواهید خودتان طعم آن را بچشید؟” ، در پاسخ ، داموکلس اندکی سکوت کرده و پس از فکر کردن ، پیشنهاد پادشاه را قبول کرد.

با قبول کردن این پیشنهاد ، پادشاه به خدمت کاران خود دستور داد تا یک ضیافت بزرگ و پرشکوه ترتیب داده و یک صندلی زیبا از جنس طلا و نقره برای داموکلس آماده کنند. در روز مهمانی ، بهترین خوراکی ها و همین طور زیباترین خدمت کاران برای داموکلس محیا شده بودند و حرفه ای ترین پذیرایی ها را از او می کردند. داموکلس از این همه خوشبختی متحیر مانده بوده و دقیقا” زمانی که شروع به لذت بردن از شرایط موجود نمود ، شمشیری که در بالای سر او نصب شده بود ، توجه داموکلس را به خود جلب کرد.

شمشیر آویزان شده با موی باریک اسب!

شمشیر داموکلس و ماجرای باورنکردنی آن

زمانی که داموکلس دقیق تر شمشیر بالای سر خود را بررسی نمود ، مشاهده کرد که آن با استفاده از یک رشته موی باریک اسب به سقف متصل شده است و هر آن امکان سقوط شمشیر و کشته شدن او وجود دارد. در این هنگام بود که ترس فوق العاده زیادی داموکلس را فرا گرفت. این ترس به حدی زیاد بود ، که او به هیچ عنوان نتوانست از مهمانی لذت ببرد و ضمن عذر خواهی از پادشاه ، گفت نمی خواهد که در این حد از خوش بختی باشد و مجلس را ترک کرد.

مفهوم داستان!

شمشیر داموکلس و ماجرای باورنکردنی آن

این داستان نشان دهنده این موضوع است ، که صاحبان قدرت به دلیل ترس از مرگ و ترور ، همواره در شبحی از اضطراب زندگی می کنند و طبیعتا” کسی که همواره دلهره دارد ، نمی تواند خوشبخت بوده و زندگی پر از آسایشی داشته باشد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید ، این ضرب المثل در سال ۱۹۶۱ توسط جان اف کندی (رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا) در سازمان ملل استفاده شد. جان اف کندی در سازمان ملل گفت: “در این دوران هر مرد، زن و کودک زیر شمشیر داموکلس (بمب هسته ای) زندگی می‌کند. این شمشیر با باریک‌ترین نخ ها ، که می‌تواند در هر لحظه بر اثر تصادف یا اشتباه محاسباتی یا جنون قطع شود ، آویزان شده است.”

پیشنهاد می کنیم حتما” بخوانید: ۱۱ مورد از شمشیر های افسانه ای تاریخ

 

در این مقاله سعی کردیم ماجرای شمشیر داموکلس را به صورت کامل برای شما بیان کنیم. در صورتی که در ارتباط با این موضوع سوالی دارید ویا نکته را می دانید ، که می تواند به کامل تر شدن این مقاله کمک کند خوشحال می شویم در قسمت زیر کامنت کنید.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 2 میانگین: 4.5]

دیدگاه‌ها (0)

*
*